3. زمينه فرهنگي‌؛ حكماي بيزانسي‌، لاتيني‌، اسلامي‌، يهودي‌، و چيني‌. رهبر فكري بيزانس‌ امپراتور قسطنطين هفتم ملقب به توانگرزاده بود، كه به تأليف برخي رسالات دايرةالمعارفي‌ فرمان داد و حامي دانش و هنر بود.
برجسته‌ترين معلم و حكيم غرب لاتيني ژِرْبِر بود. او پيش از آن كه در 999 به نام سيلوستر دوم در روم تاج پاپي را بر سر نهد، مدرسهٴ رنس را رونق چشم‌گيري بخشيد. نوتگِر وسيله‌اي شد براي انتقال سنن نجيبانهٴ سن گال به ممالك سفلا، و ليژ در تحت رهبري او يكي از مراكز عمدهٴ فرهنگ اروپاي مسيحي گشت‌. برخي از اصيل‌ترين ومهمترين نوشته‌هاي آن عصر متعلق به‌ راهبان بنديكتي‌، و از جمله هروسويتاي گاندرسهايمي بود.
به وسيلهٴ حَكَم ثاني خليفهٴ اموي (961 تا 976) با كمك وزيرش حسداي بن شبروت‌، در اسپانيا از دانش حمايت بسيار روشنفكرانه‌اي مي‌شد. بيشتر به سبب اقدامات سخاوتمندانهٴ حسداي بود كه مركز فكري يهود از مدارس بابل به قرطبه انتقال يافت‌. برخي از امراي ديلمي‌ هم‌، كه در جنوب ايران و بين‌النهرين فرمان مي‌راندند، در ترويج دانش و تحقيق سهم عمده‌اي‌ داشتند. ممتازترين اين ديلميان عضدالدوله (949 تا 982) و پسرش شرف‌الدوله (982 تا 989) بودند.
علي‌رغم مساعي حكم و حسداي‌، مركز فلسفهٴ اسلامي در شرق باقي ماند؛ در نتيجه‌، همهٴ كارهاي فلسفي كه از آن پس توسط مسلمانان صورت گرفت‌. -- و فعاليت‌هاشان حقاً عظيم بود -- عملاً در عراق يا ايران‌، يا حتي از آن هم دورتر، در سجستان انجام يافت‌. مطهر بن طاهر مقدسي‌ دايرةالمعارفي تأليف كرد به نام كتاب البدء و التاريخ‌. محمد بن احمد خوارزمي مفاتيح‌العلوم را نوشت‌. ابن مسكويه در وهلهٴ اول مورخ و عالم اخلاق بود و رسالهٴ جامعي در اخلاق نوشت‌. مقارن سال 983، سازماني مخفي در بصره به وجود آمد، موسوم به اخوان‌الصفا، كه موجب‌ انتشار نوعي دايرةالمعارف نوافلاطوني -- اسلامي شد. اهميت اين كار را مشكل بتوان تخمين‌ زد. اين رساله‌ها سرانجام در اسپانيا رواج يافت‌، ولي نمي‌دانيم كه موجب آن مسلمة بن احمد مجريطي بود يا شاگردش كَرماني‌. اگر اين كار به وسيلهٴ مسلمه صورت گرفته باشد، انتقال‌ رساله‌ها فوراً پس از انتشار آن بوده‌؛ گرچه در اين صورت هيچ امر محالي روي نداده‌، با اين حال‌ انتقال ديرتر قابل قبول‌تر است‌. اندكي پس از ظهور اين دايرةالمعارف نوافلاطوني‌، ابن ابي‌ يعقوب نديم فهرست مشهور خود را تدوين كرد كه اساساً فهرست مشروحي است از همهٴ آثاري‌ كه در آن زمان به عربي موجود بود.
همهٴ اين آثار دايرةالمعارفي در سه دههٴ آخر سدهٴ دهم ظهور كرد. چنين فعاليت وسيعي قبلاً ديده نشده بود، حتي در بهترين ايام اسكندريه‌. هنوز برخي از اين آثار را ذكر خواهم كرد، ولي در اينجا يكبار براي هميشه بايد بگويم هر كس از هر زاويه‌اي به مطالعهٴ تاريخ علم و تمدن در نيمهٴ